گفتگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین نظافت(زید عزه)، استاد و مدیر حوزه‌ی علمیه‌ی حضرت مهدی(عج) مشهد مقدس

عهد: از نظر جنابعالی طلبه جوان امروز با طلبه جوان قبل از انقلاب چه تفاوت هایی دارد؟
طلبه جوان آن روز و امروز هر دو مشکلات و امتیازاتی دارند. طلبه جوان قبل از انقلاب در یک فضای یاس و بسته ای بود فضایی که حکومت در دست جریان حق نبود. برای ابتدایی ترین کارها مانع وجود داشت. امتیاز طلبه امروز این است که در عصر انقلاب زندگی می کند یعنی در کشور خودش به حسب ظاهر در اقلیت نیست، ولی در مقیاس جهانی در اقلیت است. اگر طلبه جوان قبل از انقلاب، انقلاب و فداکاری کرد، چون ظلم را دید. طلبه جوان امروز هم باید ظلم جهانی و هجوم دوباره مستکبران را ببیند. نسل قبل ما سیلی محکمی به مستکبرین زدند و آنها را عقب راندند و امروز استکبار باز به ما هجوم آورده است. وقتی طلبه جوان سرگرم شود و احساس ناامنی و هجوم نکند حالت کسالت پیدا می کند. اگر ما فعالیت های دشمن را به رخمان بکشیم و نشان بدهیم که آنها چقدر دارند تلاش می کنند دوباره فعال می شویم. یکی از امتیازات طلبه امروز این است که تحت حاکمیتی زندگی می کند که دوست دارد طلبه رشد بکند و منتظر کمک این طلبه است. ولی از مشکلات طلبه امروز این است که در یک فضای باز است و این فضای باز یک تیغ دو دم است. طلبه هایی که با مدیریت صحیح وارد این عرصه شدند خودشان را حفظ کردند و پیام را هم رساندند. ولی طلبه هایی که بدون برنامه و مدیریت وارد این فضا شدند غرق شدند و خودشان خراب شدند. الان فضا فضای بازی است این فضای باز امتیاز است به شرط این که مجهز باشیم. بهترین راهش این است که طلبه جوان را تربیت کنیم تا با نظارت خودمان وارد این فضا شود. مثل کسی که با نظارت مربی شنا وارد استخر عمیق می شود؛ گاه گاهی هم که کمی آب می خورد او را کمک می کنند.
عهد: اینطور تلقی شده که طلبه انقلابی فقط بروزات احساسات انقلابی دارد. طلبه های انقلابی جوان امروز باید به چه نکاتی در این زمینه توجه کنند؟ چه آفاتی متوجه طلاب انقلابی است؟
طلبه های انقلابی اگر هیجانشان بر علم و معرفتشان بچربد هم به خودشان آسیب می زنند و هم به انقلاب. این به خاطر این است که تربیت انقلابی نشده اند. یعنی خودِ انقلابی شدن بایستی نتیجه یک بینش و تربیت صحیح باشد. طلبه ای که تمام مستنداتش این است که آقا چنین گفته اند، قطعا در جاهایی کم می آورد. ما باید مبانی سخن رهبری را بشناسیم. ما وقتی بخواهیم بیانات رهبری را برای مردم بازگو کنیم باید بتوانیم مبانی معرفتی و دینی اش را برای مردم بگوییم. تحلیل ما طلبه ها باید با تحلیل دیگران متفاوت باشد. نمی شود بگوییم این درست است چون آقا فرموده اند. باید با بیانات رهبری از نگاه طلبگی برخورد کنیم. من فکر می کنم باید روش دفاع از رهبری را یاد بگیریم. طلبه های جوان باید حکمت، بصیرت و عقلانیت را یاد بگیرند. طلبه باید یاد بگیرد که کجاها باید داد زد و کجاها نباید داد زد. فسادها را باید درجه بندی کرد. آنجایی که دارد یک اشتباهی صورت می گیرد که آن اشتباه رهبری را بدنام می کند باید فریاد زد ولو الان مستقیما متوجه رهبری نباشد. وقتی دارد یک بی عدالتی انجام می شود اگر ما فریاد نزنیم دودش در چشم رهبری می رود. اما ما کجا داد می زنیم جایی که عکس رهبری را آتش می زنند. به این می گویند یک سطحی نگری. ما اگر مانع آن بی عدالتی شده بودیم دیگر کار به پاره کردن عکس رهبری نمی کشید.
عهد: نحوه برخورد طلاب جوان انقلابی با بزرگان حوزه چطور باید باشد؟
البته بزرگان حوزه هم نباید رهبری را بدنام کنند. نباید متهم کنند. به نظرم طلبه های جوان در نحوه برخوردشان با بزرگان اشتباه می کنند. ما نباید جایگاه شاگردی خود را فراموش کنیم. گاهی وقت ها می شود در مقام شاگردی آموزش داد. می شود از بزرگان سوال پرسید که مثلا ما در فلان قضیه چکار باید بکنیم؟ می فرمایند هیچ کار؟ خودشان با سوال به نتیجه می رسند. ولی ما می خواهیم حرف خودمان را با شعار جلوی خانه یک نفر اثبات کنیم. خب این نمی شود. سوء تفاهم می شود. اوضاع بدتر می شود. آن بزرگ می گوید اگر اینها مطالبه دارند که ولشان کنید. البته آن طلبه هایی که جسارت کردند به علما آنها هم خودشان قربانی اند. روز قیامت، بزرگان مواخذه می شوند که چرا شما طلبه های جوان را رها کردید. چون شور آن طلبه نشان از یک طینت پاک است. نشان از این است که درد دارد. فقط بلد نیست که چطور باید با استادش حرف بزند. آنها را نباید محکوم کرد. من نمی خواهم الان کسی را سرزنش کنم. طلبه های جوان به نظرم بایستی با علما در نهایت احترام و از راهش وارد شوند. لزومی هم ندارد که همه علما یک جور موضع بگیرند. به نظرم طلبه های جوان می توانند همین مقدمات تصمیم گیری علما را فراهم کنند. مثلا با سوال کردن. به عنوان مثال در قضیه فتنه خیلی از بزرگان سکوت کردند. ما می توانیم از آنها بپرسیم در این شرایط که همه چیز دارد از دست می رود چکار کنیم؟ اگر سکوت ما نتیجه اش تضعیف حکومت اسلامی باشد حُکمش چیست؟ ولی باز هم ممکن است که آن عالم نتیجه دیگری بگیرد. ممکن است آن بزرگوار چیزی بداند که ما ندانیم. آن وقت دیگر باید فعل را حمل بر صحت کنیم. مثلا بعضی از بزرگان می گویند وقتی رهبری هست ما که هستیم؟ اگر برای عملشان حجت داشته باشند و در قیامت مشخص شود ما چه اصراری داریم که بگوییم فلان عالم ضد انقلاب است؟ آیا با این کار خوشحال می شویم؟ ما اگر دشمن مان هم این حرف را زد باید در دهانش بکوبیم و بگوییم که بیخود کرده ای اصلا اینطور نیست. و واقعا هم اینطور نیست. مسئله دیگر این است که ورود بعضی از علما در بعضی مسائل کار را خرابتر می کند. عالمی که نه روزنامه می خواند نه با جریان های سیاسی آشناست و فقط مشغول به کار علمی است اگر به قضیه ورود پیدا کند کار را بدتر می کند. او چون اطمینان دارد به مقام معظم رهبری و خودش را در این قد و قواره نمی بیند وارد مسئله نمی شود. ما نباید یک کاری بکنیم که دشمن بگوید پس از عالم هم می توانم استفاده کنم. طلبه های انقلابی باید یاد بگیرند که بد را بدتر نکنند. به نظرم خیلی بهتر است که در قالب سوال و مطرح کردن دغدغه ها با بزرگان برخورد کنیم. خیلی بهتر جواب می دهد. حرف اثر دارد. حتی گاهی یک استفتاء اثر می گذارد. برخورد با این مسئله باید از لطیف ترین راه صورت بگیرد. به نظر بنده رهبری خیلی غریب هستند. شما روش برخورد رهبری را با آیت الله منتظری بررسی کنید. خیلی نجابت و حکمت داشت. شما پیامی که رهبری در فوت آقای منتظری می دهند را نگاه کنید. چقدر محترمانه بود. اما بعضی چگونه برخورد کردند؟ مشکل اینجاست که این رفتارشان هم به نام رهبری ثبت می شود. اینها را باید به طلاب انقلابی یاد داد که حالا ما چطور باید رفتار کنیم. مثلا در مسئله ای ما فهمیدیم که فلان مرجع اشتباه برخورد کرده است. چطور باید برخورد کنیم که بهانه دست دشمن ندهیم؟ اصلا بعضی وقتها ما خودمان به دشمن گرا می دهیم که بیا و از این مجرا استفاده کن. این که می گویم اگر با مبانی کلام رهبری آشنا شویم قضیه فرق می کند به خاطر همین است. باید خودمان را از نظر مبانی انقلابی گری تقویت کنیم. رویکردهای تند در دراز مدت به ضرر اسلام منجر می شود. رویکرد تند این است که مثلا بگوییم چون فلان آقا در فلان مسئله با امام یا رهبری اختلاف نظر دارد او را ضد انقلاب بدانیم. این یک برخورد صحیح نیست.
یک یهودی به امیرالمومنین گفت: هنوز آب غسل پیامبر شما خشک نشده بود که شما در مورد پیامبرتان اختلاف کردید. امیرالمومنین از خودشان دفاع نکردند که بگویند حق با من بود. فرمودند: ما درباره آنچه که از او رسیده اختلاف کردیم امّا شما یهودیان هنوز از نیل عبور نکرده بودید و پای شما خشک نشده بود به پیامبرتان گفتید:« اجعل لنا الها کما لهم آلهه». امیرالمومنین از جبهه خودی در برابر بیگانه دفاع کرد. ما نباید کسی را هل بدهیم در دامن دشمن. البته بعضی ها که شمشیر را از رو می بندند حسابشان جداست. به اعتقاد من اگر طلبه های انقلابی در برخورد با آنها صحیح عمل کنند همه علما را بسیج می کنند علیه آن طرف. ولی وقتی ما فضا را گل آلود کنیم آن که شمشیر را از رو بسته بردش بیشتر می شود. طلبه های انقلابی، انقلابی بودنشان باید با مبنا باشد. ما یک وقتی در هفته وحدت طلبه های مدرسه را به یکی از مدارس قم آورده بودیم. متاسفانه دیدیم که طلبه های بسیجی، جلسه لعن گرفته بودند. این نشان می دهد که با مبانی آشنا نیستند. طلبه بسیجی هیئتی که با مبانی آشنا نباشد وقتی رهبری حرفی می گویند ممکن است حرف را به درستی نفهمد و همه جوانب آن کلام، برایش روشن و قابل هضم نباشد لذا با آن کنار نمی آید. ما نباید به دفاع هیجانی از رهبری خوشحال باشیم. این در دراز مدت مصیب نخواهد بود. الان بچه های انقلابی وقتی وارد محیط های دیگر می شوند کم می آورند. وقتی یک نظام اندیشه قوی وارد زندگی طلبه ها شود در همه جا از آنها دستگیری خواهد کرد. ما باید به منابع دست اول رجوع کنیم. با رجوع به سایت و مقالات دیگران که مصرف کننده اند چیزی دستگیرمان نمی شود. خلاصه اگر انقلابی بودن به معنای هیجانی بودن بدون بصیرت و عقلانیت است به نظر من صحیح نیست و مضر خواهد بود. اما اگر انقلابی به معنای این است که دردمند است، دشمن شناس است، دغدغه دارد و در عین حال بصیر و عاقل است، او انقلابی واقعی است.