محفل سلوک علوی جلسه ۲/۲/ ۱۳۹۵ مسجد و حسینیه العلی

بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم
موضوع: أوصاف حضرت علی (علیه السلام)

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم، وَ بِه نَستَعین، إنَّهُ خَیرُ نَاصِرٍ وَ مُعینٍ وَ صَلَی اللهُ عَلَی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ وَ لَعنَهُ الله عَلَی أعدائِهِم أجمعین. رَبِّ أدخِلنی مدخل صدقٍ وَ أخرِجنی مُخرجَ صِدقٍ وَاجعَل لی مِن لَدُنکَ سُلطاناً نَصیراً.
إلهی انطِقْنی بالهُدی و اَلْهِمْنِی التَّقوی و وَفِّقْنی لِلَّتی هی اَزْکی.
تبریک عرض می کنیم سالروز میلاد آقا امیر المومنین(ع) را خدمت مولایمان امام زمان (عج) و شما عزیزان .
علی(ع) از زبان علی(ع)
خوب حرف گفتن و حرف زدن و گفتن از امیرالمومنین سخت است برای اینکه امیر المومنین ذو ابعاد است و یک مقدار از زبان خود حضرت وصف خود حضرت را بشنویم یعنی موضوع بحثمان علی(ع) از زبان علی(ع) باشد .
گاهی ائمه معصومین از باب اینکه مردم اعتماد بیشتری کنند باور کنند استفاده بیشتری کنند از خودشان تعریف می کردند بعضی از واقعیت ها را می گفتند . لذا امیر المومنین خیلی جاها مکرر پیش آمده که خودشان را توصیف کردند.
علی(ع) عبد خدا
اگر در میان اوصاف متعدد امیرالمومنین این ها را بخواهیم خلاصه بکنیم در یک چیز . باید همانی که در مورد پیامبر عرض کردیم : علی عبد خداست . بنده ی خداست . وقتی می گوییم بنده یعنی حر است . از غیر خدا آزاد است .از خلق و از دنیا و از شهوت و از راحتی و رفاه آزاد است . بنده ی خداست . آنوقت حالا این بندگی جلوه های گوناگونی دارد . چون کسی که بنده خداست . عبد خودش را مالک چیزی نمی داند و قتی خودش را مالک ندانست دیگر متکبر نمی شود . عجب پیدا نمی کند . متواضع است لذا امیر المومنین تواضع را در اشکال گوناگونش در نهایتش داشته است . هم تواضع در نوع زندگی کردن تواضع در مصرف هم تواضع در انجام دادن کار های شخصی هم تواضع در سلوک بامردم یعنی به مردم سلام کردن و خاکی رفتار کردن و افتاده بودن . هر نوع تواضع که شما بگویید در وجود امیر المومنین می بینید . علتش هم این است که عبد خداست برای عبد متواضع بودن و متواضعانه زندگی کردن ، کار آسانی است سخت نیست. چون واقعیتش همین است دیگر خودش را مالک چیزی نمی داند چیزی ندارد که به آن بنازد . متکبران در وهمشان یک چیز هایی دارند . در خیالاتشان یک دارایی هایی دارند . متواضع خودش را با واقعیت هماهنگ کرده . واقعیتش این است که انسان عبد ذلیل است چیزی ندارد از خودش هر چه دارد از خداست . در رابطه با تواضع در مصرف که ما این نوع تواضع را در جامعه مان کم داریم یعنی خیلی آدم ها متواضع بودند اهل سجده بودند . رکوع طولانی سجده طولانی تواضع در برابر ذات مقدس پروردگار . یکم پا را فراتر می گذاشتند با مردم باسر پایین گردن کج اینگونه برخورد می کردند گردن فرازی نمی کردند سلام می کردند به مردم افتاده بودند اما این تواضع یک جلوه مهمش در مصرف است . وقتی کسی عبد است خودش را مالک نمی داند وقتی خودش را مالک ندانست بدون رضایت مولا پول ها را خرج نمی کند . می شود تواضع در مصرف وقتی برای پیامبر یک شربتی فالوده ای آوردند پیامبر فرمود من حرام نمی کنم ولی نمی خورم ولکن : «أَتَوَاضَعُ‏ لِرَبِّی» ‏ از واژه تواضع استفاده کردند .
ساده زیستی علی(ع)
در خطبه ۱۶۰ که یک دفعه به مناسبت تولد حضرت رسول ص در همین جا مطالبی از آن را عرض کردیم که بحث ساده زیستی پیامبر و سبک زندگی پیامبر بود امیرالمومنین پیامبر را بعنوان اسوه مطرح کردند آخرش امیر المومنین از خودشان می گویند: «لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِی هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْیَیْتُ مِنْ رَاقِعِهَا.» فرمود بخدا قسم انقدر این لباس پیشمینم را وصله زده ام تا اینکه از وصله دوز خجالت کشیده ام . خود آن لباس لباس ارزشمندی نبوده بعد می گویند یک وقت یک آقایی به من گفت : «أَ لَا تَنْبِذُهَا عَنْک‏؟» بابا دیگر بس است چقدر دیگر از این لباس کار می کشی نمی خواهی بیاندازی اش دور مثل اینکه گاهی به ما می گویند این ماشین را نمی خواهی عوض کنی ؟ پیدا می شود نه ؟ آقا ما سی سال پیش امدیم همین فرش بود خوب عوض کن دیگر . پیدا می شوند آدم هایی که در تنور دنیا گراییمان می دمند . این ها همسران بدی اند این ها دوستان بدی اند این ها همنشین های بدی اند . هر کسی به ما آرامش می دهد هر کس ترمز ما میشود . آن خوب است . مگر اینکه ما غیر معقول برخورد کنیم در مصرف یک وقت غیر معقول ادم برخورد می کند یک کسی باید بیاید بگوید اقا از اینسمت داری می افتی. درست مصرف کن . بعد حضرت جوابی که دادند این است ، فرمود : «فَقُلْتُ [اعْزُبْ‏] اغْرُبْ عَنِّی‏» . گفتند برو از من دور شو . این واژه اعذب را یک جای دیگر امیر المومنین گفته اند در نامه ۴۵ در یک فرازش حضرت با دنیا حرف می زنند . می گوید دنیا دور شو از من؛ برو غیر من را فریب بده پیداست آن دنیای مضموم گاهی همسر ادم می شود گاهی دوست ادم می شود هر کسی که جلوه می دهد و می خواهد مسیر را کج کند در لباس حتی خیر خواهی. حضرت فرمود دور شو . یعنی نپذیرفتند این وسوسه را بعد فرمود : «فَعِنْدَ الصَّبَاحِ یَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى‏» سری : یعنی شبروان .ثری یعنی شبروی واژه ثری شبرویست . سیر مطلق حرکت است ثری حرکت در شب است لذا برای معراج هم داریم «سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى.» خوب امیر المومنین می گوید صبح که بشود قومی که شبانه حرکت کردند ستوده می شوند این شب منظورشان چیست ؟ منظورشان از شب ظلمت دنیاست . در ظلمت دنیا که آدمها قاطی می کنند حق چیست باطل چیست ارزش چیست ضد ارزش چیست خوب چیست و بد چیست . انهایی که نور ندارند در این ظلمت دنیا نمی فهمند چه کار باید بکنند امیرالمومنین می فرمایند صبح که بشود یعنی صبح قیامت ، منی که اسیر این ظلمت نشدم وبا نور ایمان گاز گرفتم تند رفتم آنجا ستوده می شوم . الآن متوجه نمی شوید صبح قیامت متوجه می شوید . صبح قیامت انسان هم از هنگام مردن شروع می شود چون فرمود : «النَّاسُ‏ نِیَامٌ‏ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا» انتباه با مرگ شروع می شود بیداری . آنجا ادم می فهمد . این یک نمونه که هم نشان می دهد تواضع در مصرف امیرالمومنین را و هم اینکه تحت تاثیر وسوسه ها قرار نمی گیرد چون ما یکی از مشکلاتمان این است که گاهی قاطی می کنیم شک می کنیم به تردید می افتیم مسیر درست چیست مسیر غلط چیست ؟ ما راست می گوییم ؟ یا دیگران راست می گویند و درست عمل می کنند .لذا امام باقر ع فرمود هر موقع مضمونش این است هرگاه چنین حالتی پیش امد خودت را با شاخص ها بسنج . شاخص هایی که ارائه شده است .
نمونه دوم از ساده زیستی علی (ع)
نمونه دیگر خطبه ۲۰۹ است در نهج البلاغه داستان خطبه ۲۰۹ این است که یک وقت امیرالمومنین رفتند در شهر بصره عیادت یکی از دوستانشان به اسم علا ابن زیاد . این هم یکی از نشانه های تواضع حضرت بود که سر می زدند اولیاء خدا به زیر دستانشان سر می زنند . خانه ی آنها می روند با آنها هم غذا می شوند فاصله نمی گیرند . خوب عذز خواهی می کنم. بعد حضرت رفتند خانه ی این علا دیدند عجب خانه بزرگی دارد فرمودند : «مَا کُنْتَ‏ تَصْنَعُ‏ [بِسَعَهِ] بِسِعَهِ هَذِهِ الدَّارِ فِی الدُّنْیَا.» این خانه ی بزرگ را در این دنیا می خواهی چه کار کنی ؟ مصرف زیاد چه فایده ؟ بعد استثناء زدند . فرمودند بلی . آره اگر بخواهی با خانه بزرگ به اخرت می توانی برسی . بشرط اینکه غرامت هایش را بپردازی غرامت هایش چیست ؟ فرمود : «تَقْرِی فِیهَا الضَّیْف» در این خانه بزرگ مهمان بیاوری . ضیف دیگر هر نوع مهمانی را شامل می شود . مسجدی ها همسایه ها . موقع عید که زوار جا ندارند . ها ؟ مسلمانند دیگر جا ندارند . تَقْرِی فِیهَا الضَّیْف . کفاره خانه بزرگ . «وَ تَصِلُ فِیهَا الرَّحِم‏ » در این خانه صله رحم کنی . چون گاهی ادم می رود خانه ی دیگران می شود صله رحم فرمود نه . آنهایی را باوزی خانه ات . تو خانه بزرگی داری تو باید دیگران را جمع کنی تو باید سفره بیاندازی . «وَ تُطْلِعُ مِنْهَا الْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا» . فرمود خلاصه حقوق را آشکار کن . فرمود اگر اینگونه عمل کردی : بلغتُ بها الآخره . با خانه بزرگ به آخرت رسیدی . اینکه اول جا خورد بلاخره انتقاد کردند ازش بعد یک وضعی درست کردند که میشود عیبی ندارد جون گرفت به نظر من . گفت آقا یک برادر دارم از او به شما شکایت می کنم . یک داداشم «علَی» افراطی بود یک داداشم «عاصم» تفریطی بود . حضرت فرمودند چطور است برادر است گفت : «لَبِسَ الْعَبَاءَهَ [الْعَبَاءَ] وَ تَخَلَّى عَنِ الدُّنْیَا» . یعنی شده راهب یعنی تارک دنیا یعنی دیگر مصرف را اورده اینقدر پایین که خلاف منطق است . یعنی کاسه از آش داغتر . سوپر حزب اللهی شده است حضرت فرمودند بگویید بیاید . او را آوردند نزد امیرالمومنین فرمود : «یَا عُدَیَّ نَفْسِه» ‏ . ای دشمن کوچک نفس . عُدَی فضلا می دانند تصغیر است یعنی تحقیرش کردند که یعنی مدلی که اسلام می گویند این مدل نیست . اسلام می گوید ازدواج کن با نفس هم مبارزه کن میگوید غذا بخور میوه بخور با نفس هم مبارزه کن . بویژه با نفس خودت نه نفس دیگران . هیچ کس حق ندارد با نفس دیگران مقابله کند. مگر اینکه نفس دیگران حرام بخواهد . حق ندارید با نفس زنتان با نفس بچه تان اگر حلال و متعادلش را می خواهند حق ندارید مبارزه کنید با نفس خودتان می توانید مبارزه کنید . بله می توانید با حلال نفس خودت اگر حلال می خواهد . حلال هم یک کمی باهاش ور بروید مبارزه کنید به شرط اینکه عقده ای نشود از جای دیگری بزند بیرون . ولی حق نداریم برای دیگران .
این بنده خدا هم بخودش فشار بیجا آورده بود هم به خانواده اش لذا حضرت تحقیرش فرمودند فرمود «عُدَیَّ نَفْسِه» . بعد فرمود : «لَقَدِ اسْتَهَامَ بِکَ الْخَبِیث»‏ خبیث ظاهرا مراد شیطان است. شیطان تو را سر کارت گذاشته شیطان عقل تو را ربوده . این چه روشی است ؟ «أَ مَا رَحِمْتَ أَهْلَک؟»‏ چرا به خانواده ات رحم نمی کنی چرا به بچه ات رحم نمی کنی؟ هر کسی یک کششی را دارد . هر کسی یک توانی دارد .بچه که این کشش را ندارد .
«قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ هَذَا أَنْتَ فِی خُشُونَهِ مَلْبَسِکَ وَ جُشُوبَهِ مَأْکَلِک‏.» گفت خود شما چه ؟ خواست بگوید من از خود شما یاد گرفتم . این لباس های خشنتان و این غذاهای جشبتان . جشب یعنی ناگوار یعنی از گلو پایین نمی رود . امیر المومنین فرمود وای بر تو کج فهمیدی : «إِنِّی لَسْتُ کَأَنْت‏» من مثل تو نیستم . من امامم . «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّهِ [الْحَقِ‏] الْعَدْل‏ » خدا بر پیشوایان عادل واجب کرده به خودشان سخت بگیرند تنگ بگیرند مطابق با ضعفا . ایده عال این است . این که مقام معظم رهبری فرمود ما نتوانستیم علی وار زندگی کنیم متواضعانه اعتراف کردند . چون امیرالمومنین گفته است نمی توانید شما . امیر المومنین به عثمان بن حنیف فرمود . «أَلَا وَ إِنَّکُمْ‏ لَا تَقْدِرُونَ‏ عَلَى ذَلِک‏ » فرمود هیچ کس این قدرت و توان را ندارد . اما در عین حال درست است توان ندارد مثل او باشد اما می تواند فاصله اش را زیاد نکند خوب امیرالمومنین فرمود خدا بر پشوایان عادل واجب کرده تنگ بگیرند بر خودشان مطابق با ضعفا . چرا مسئولان باید اینگونه باشند ؟ برای اینکه اینجا یک دلیلی که می آورند امیر المومنین می اورند این است : «کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُه‏» فرمود بخاطر اینکه فقر فقیر او را به هیجان نیاورد . وقتی انسان گرسنه است وقتی پیاده است بقیه سواره اند او پیاده است . بقیه سیر اند او گرسنه است . بقیه برخوردار اند او برخوردار نیست . این دوتا رنج دارد . یک رنجش رنج نداشتن است . رنج دیگر اش رنج حقارت است . در کلمات قصار نهج البلاغه داریم امیر المومنین فرمود : «الْمُقِلُ‏ غَرِیبٌ‏ فِی بَلَدِه‏» نادار ها در شهرشان هم غریب اند . چون تحویلشان نمی گیرند دیگر نه ؟ برای اینکه این معادله به هم بخورد و فقرا دوتا مشکل نداشته باشند و فقط یک مشکل داشته باشند و آن مشکل نداشتن . اسلام میگوید مسئولین خودشان را به فقرا نزدیک کنند تا این ساده زیستی یک ارزش شود و وقتی ارزش شد دیگر خجالت نمی کشد تازه پز هم میدهد می گوید ما مثل فلانی هستیم . اینگونه می شود دیگر الگو می شود . یادتان است همه می گفتند کاپشن فلانی را داشته باشید . مد شده بود . نه ؟ فریب الگو سازی می شود . دیگر خجالت نمی کشد از اینکه کت شلوار گران ندارد بلکه می گوید ما همین را داشته باشیم خوب است . وقتی پزی شد ساده زیستی، فقرا رنج نمی برند . زن و بچه شان رنج نمی برند . وقتی رنج نبردند احساس حقارت نکردند دزدی کم می شود آقا . وقتی رنج نبردند طلاق کم می شود .دعوا کم می شود . رشوه کم می شود . وقتی دزدی کم شد طلاق کم شد رشوه کم شد اقتصاد بهتر وسعت پیدا می کند عمران بهتر وسعت پیدا می کند چرا ؟ چون چقدر پول صرف زندان می کنیم ؟ چقدر فاتحه قوانین خوب خوانده می شود بخاطر رشوه ها . چقدر خسارت می بیند جامعه از طلاق . و چقدر سکته و بیماری بخاطر همین احساس حقارت ها و استرس ها و اضطراب ها و حرص ها .
امیر المومنین فرمود: «الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَم‏» یعنی دغدغه و غصه نمی از پیری است . خوب چرا ادم با غصه پول پیر بشود ؟ بگذار با غصه ارزش ها پیر بشود تا یک ثوابی در ان باشد . غصه پول که ثواب ندارد . غصه شهوت که ثواب ندارد ولی پیر می کند . دغدغه آدم را پیر می کند . بعضی از دغدغه ها ثواب دارد بعضی هایشان ثواب ندارد .
خوب این هم یک نمونه که امیرالمومنین خودشان اشاره کردند .
نمونه سوم از ساده زیستی علی(ع)
نمونه دیگر در خطبه ۳۳ است ، که ابن عباس میگوید من در منطقه ذی قار رفتند خدمت امیرالمومنین : «دَخَلْتُ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع بِذِی قَارٍ وَ هُوَ یَخْصِفُ‏ نَعْلَه‏» اقا داشتند کفششان را وصله می زدند یعنی سوزن دستشان گرفته بودند . امیرالمومنین حاکم است فرمانده است فدایی زیاد دارد . اشاره بکند دیگران نه تنها کفشش را می دوزند که کفش خودشان را می دهند ولی اقا این متواضع بودن یک فرمول هایی دارد با تقوا بودن و با تقوا ماندن فرمول دارد .چون در رابطه با تقوا در یکی از خطبه ها داریم . حضرت فرمود . : «أَلَا فَصُونُوهَا وَ تَصَوَّنُوا بِهَا» فرمود تقواتان را حفظ کنید با تقوا حفظ بشوید . یعنی مثل لباس است . این لباس دارد خدمت می کند ما هم به او باید خدمت کنیم . اگر قرار است از ما حفاظت کند ما هم باید از او حفاظت کنیم . برای تقوا هم خدا تشبیه به لباس کرده است . فرمود : «وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِکَ خَیْر» لباس حفظ می کند ولی باید حفظش کنیم . تواضع را باید حفظ کنیم .
تواضع را چگونه میشود حفظ کرد ؟ فرمولش این است که یک سری کار های متواضعانه انجام دهیم . که یک وقت یادمان نرود ما بنده خداییم ما عددی نیستیم . خدا رحمت کند مرحوم امام را پاسدارشان می گوید من در جماران داشتم نگهبانی می دادم آقا آمدند رفتند توالت گیر کردند نگران شدم رفتم توالت دیدم چرا نیامدند نکند اتفاقی افتاده . دیدم آقا دارند سنگ توالت را می شورند . این همان راه کار عملی برای حفظ تواضع است . چون بلاخره آقا روز ها در دیدار ها همه می گفتند روح منی خمینی بت شکنی خمینی امام. وقتی امام را بردند بیمارستان غرب، جمعیت زیادی از جوانان جمع شدند. گفتند قلب ما را بدهید به آقا. بلاخره آدم وهمش می گیرد دیگر . مواظب نباشد باورش می شود . خدایی نکرده عجب ایجاد می شود . شب امام توالت را تمییز می کند . امیرالمومنین خودش این کفش را دارد می دوزد . این همان تواضع است . عبد خداست . وقتی که حاکم است .
کمک کردن علی(ع) به همسر
یک عکسی از امام هست دیدید ؟ امام دارند چایی می ریزند و یکی دیگر هم هست که سینی چایی دستشان است دارند چایی می آورند ؟ داخلش چند تا استکان و لیوان است . لذا به مردان مومن توصیه کردند در خانه به خانم ها کمک کنید . گرچه تقسیم کار میکنید . خوب است . کار های بیرون از منزل با مردان و کار های داخل منزل با خانم ها . خوب است ولی بیکاری کمک کن فرمود مردی که یک لیوان آب بدست زنش می دهد اجر می برد . برای خودت چایی می ریزی برای او هم بریز دیگر . بنشینید با هم دیگر چایی بخورید . بعد فرمود مرد که کنار همسرش می نشیند این ثوابش از اینکه معتکف بشود در مسجد النبی بیشتر است و خدا این را بیشتر دوست دارد حالا که ایام اعتکاف است شما اعتکاف نروید بروید معتکف بشوید کنار خانمتان بنشینید . متوجه اید ؟ عرض شود خدمت شما که در روایت داریم امیر المومنین فرمود حضرت زهرا نشسته بودند کنار دیگ مراقبت می کردند حتما . منم داشتم عدس پاک می کردم یک وقت پیامبر وارد شدند دیدند من دارم عدس پاک می کنم . مضمون روایت این است : علی ! هر مردی که غرورش را بشکند و در خانه به همسرش کمک کند این جزو شهیدان و صدیقین محسوب می شود . یادم نیست ان ثواب خیلی ثواب عظیمی است . چقدر خدا به او اجر می دهد . هفتاد تا گناه کبیره اش بخشیده می شود . کبیره ها ! یک ثواب هایی گفتند که مگر آدم با کرم خدا بتواند باورش بشود . با یک عدس پاک کردن ها ! جون این عدس پاک کردن تبعاتی هم دارد . مثل همین گناهان که تبعات دارد .خوبی خوبی می آورد . بدی بدی می آورد .نور نور می اورد ظلمت ظلمت می آورد . اینگونه است دیگر . همینگونه که گنهاهان خوبی ها را حبط می کند حسنات هم بدی ها را از بین می برد . «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات» این همان مدل تواضع عملی است ها .
حضرت عیسی یک وقت به شاگردانشان گفتند من یک حاجتی دارم حال فرض کنید مقام معظم رهبری به شما بگوید یک کاری داریم برای ما انجامش میدهی ؟ همه خوشحال که حضرت عیسی یک حاجت دارد . حاجت شما چیست ؟ اجازه بدهید پاهایتان را بشویم . ببینید اجازه بدهید پایتان را بشویم . پدر ها کادو نمی خواهند پیر شدند این ها را ببرید حمام با حوصله خدا رحمت کند یک شهیدی را پدرش را می برد حمام . پدرش هم خوش خواب بود . همانطور که کیسه می کشید پدرش خوابش می برد . او هم می نشست تا بیدار بشود . تواضع عملی ها . آخر همه ی کبر با سجده از وجود انسان بیرون نمی رود . یک بخشش با سجده و رکوع از بین می رود . یک بخشش با سلام کردن به دیگران از بین می رود . یک بخشش هم اینگونه . لذا بعد خود آقا به من گفتند : «مَا قِیمَهُ هَذَا النَّعْل‏؟» این کفش من چقدر می ارزد ؟ گفتم : «فَقُلْتُ لَا قِیمَهَ لَهَا» یک قرون هم نمی ارزد کفش شما. تعارف هم نکرده است خجالت هم نکشیده است . این همان تواضع در مصرف است . کفش امیر المومنین ارزش ریالی نداشته است . البته همین امیرالمومنین از افراط دیگران در ساده زیستی جلوگیری میکند و مقابله می کند . نمی گذارد از مدار عقل و منطق و اعتدال خارج بشود . اعتدال هر کسی هم به حسب خودش هست . یعنی بستگی دارد جایگاهش چیست ؟ ظرفیت روحی اش چقدر است . هم جایگاه و هم ظرفیت روحی انسان آن اعتدال را تعیین می کند . هم شرایط اجتماعی که دارد در آن زندگی می کند.
لذا لباس امام صادق با لباس امام علی فرق کرد چون شرایط فرق کرد . در چه محله ای زندگی می کنی در چه شرایطی هستی ؟ شرایط اجتماعی . جایگاهت و ظرفیت روحی . سه مولفه برای تشخیص اعتدال در مصرف در مصداق ها که گیج می شوند آدم ها . بعد حضرت فرمود : بخدا قسم این کفشی که یک قرون نمی ارزد این کفش را از حکومت بیشتر دوست دارم . می دانید چرا اینگونه می گویند ؟ چون در جریان جنگ بوده است و دعوا سر حکومت بوده است . امیر المومنین حکومت را به همین راحتی از دست نداد ها سفت چسبیده بود . فرمود : این کفش برای من محبوب تر است از امارت بر شما. بعد استثناء زد . «إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلا» حکومت چون ابزار اقامه حق است حکومت چون ابزار دفع حق است حکومت هم از این کفش ارزشمند تر می شود البته . این هم یک نمونه .
مستضعف نوازی علی(ع)
نمونه دیگر در نامه ۴۵ است . بشدت ما الان محتاج هستیم که مومنین ساده زندگی کنند. وقتی ساده زندگی کنند اضافی هایش را در راه آرمان هاشان مصرف می کنند . اسلام را غریب نمی گذارند بعد از ظهر توفیق پیدا کردیم رفتیم خانه چند تا مستضعف در حاشیه شهر .فرض کنید که وارد خانه شدیم سه اتاق بود در هر اتاقی یک خانواده ۴ نفره ۵ نفره ها یک اتاق . بعد خانواده ای که شوهرش زندان است و بچه های سر و نیم سر دارد . واقعا ادم عذاب وجدان می گیرد و ننگش می کرد از خودش ها . ما هم داریم زندگی می کنیم این ها هم دارند زندگی می کنند ؟ بیخ گوش ما ؟ این است که آقا امام زمان در آن دعای : «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَه» ، برای مسئولین فرمود : «وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ‏ وَ الشَّفَقَه» یعنی همین . امیر عادل و شفیق باشد . خیلی اهمیت دارد. مستضعف نوازی و کمک به مستضعفان با جهت گیری فرهنگی راهبرد نجات اسلام و ارزش ها از غربت است . با جهت گیری فرهنگی نه همین جوری کمک کنند . نه باید جهتش فرهنگی باشد . این که یک عده ای کار فرهنگی جدا می کنند یک عده ای کار های اجتماعی می کنند این ها اشتباه است . باید همان کسی که کار اجتماعی می کند کار خدماتی می کند همان شخص کار فرهنگی کند . پیامبر انفاق می کرد کار فرهنگی هم می کرد . سفره می انداخت کار فرهنگی هم می کرد . این بد است که یکی کار ورزشی می کند یکی کار فرهنگی می کند یکی کار خدماتی می کند بعد معلوم نیست تهش چه در می اید . به نفع که می شود معلوم نیست . لذا امیر المومنین فرمود : از هجوم کریم وقتی گرسنه است بترسید و از هجوم لئیم وقتی سیر است بترسید . یعنی با سیر کردن شکم مسئله حل نمی شود . فرمود : «احْذَرُوا صَوْلَهَ الْکَرِیمِ إِذَا جَاعَ وَ اللَّئِیمِ إِذَا شَبِع‏» ادم های پست وقتی سیر می شوند خطرناک اند . مگر اینکه شکمشان که سیر کرد فکرشان هم تامین کنند . لئامت آنها را تبدیل به کرامت کنند .
ساده زیستی علی(ع) در عین دارایی
خوب خیلی اذیتتان نکنم . تا اخطار نداده آقای مراد خانی . می خواستم یک نامه دیگر هم بدهم . در نامه ۴۵ هم داریم امیر المومنین مفصل از زندگی ساده شان نقل کردند . منتها ساده زندگی کردن امیرالمومنین ارزشش بخاطر این بوده که توان داشته است . چون دو نوع ساده زیستی داریم که هر دو اش خوب است اما یکی اش بهتر است . یکی ساده زیستی بخاطر شرایط اضطراری است که عقل هم می گوید . که همان هم الان نیست . خوب ادم عاقل خوب وقتی نداری چرا بریز و بپاش می کنی ؟ آقا با وام ازدواج که نباید برود کیش و اینور و آنور . همان عقل هم الان نیست . «تَقْدِیرُ الْمَعِیشَه».
اما یک رقم ساده زیستی هست که انسان در حین اینکه داراست باز هم زیاده روی نمی کند . این ارزش است علوی اش این است . خود حضرت هم وقتی در خطبه متقین متقین را توصیف می کنند فرمود : «قَصْداً فِی‏ غِنَیً» با اینکه میلیاردر هستند باز هم متعادل اند . این هنر است . چرا چون بنده خدایند دیگر . لذا در این نامه ۳۱ فرمود . امام شما از این دنیا اکتفا کرده به دو قرص نان به دو لباس کهنه بعد هم فرمود شما توان ندارید . یعنی از شما توقعی نیست .
در یک جایی فرمود نفسم را ورزش می دهم ریاضت می دهم با تقوا . : «وَ إِنَّمَا هِیَ نَفْسِی أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِیَ آمِنَهً یَوْمَ‏ الْخَوْفِ‏ الْأَکْبَر» برای اینکه آن روزی که ترس است آن روز این نفس امنیت داشته باشد و نلغزد ثبات پیدا کند . ببینید این خود سازی های از این دست کمک می کند به ثبات . کمک می کند به نلغزیدن . بعد حضرت فرمود «وَ لَوْ شِئْتُ‏» اگر می خواستم بهترین عسل گیرم می آمد ها :«لَاهْتَدَیْتُ الطَّرِیقَ إِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْح‏» خوش مزه ترین نان «وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ» بهترین بافتنی ها و لباس ها . «وَ لَکِنْ هَیْهَاتَ أَنْ یَغْلِبَنِی هَوَایَ» هیهات که هوس علی بر علی غلبه کند . این هم یکی از مبانی ساده زیستی است که یک کسی اگر دوست دارد که هوسش را کنترل کند باید مصرفش را کنترل کند . بچه ها هوسی هرچه می بینند میل پیدا می کنند دیگر بزرگ ها خوب نیست اینگونه باشند . این یک مبنا . مبارزه با نفس . اتباع الهوی خیلی خطرناک است . «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ [اثْنَتَانِ‏] اثْنَانِ اتِّبَاعُ‏ الْهَوَى‏ وَ طُولُ الْأَمَل‏.» بعد فرمود : «وَ یَقُودَنِی جَشَعِی إِلَى تَخَیُّرِ الْأَطْعِمَهِ» . جشع یعنی همین حرص بر غذا . این مثل یک ریسمانی در گردن من باشد و مرا بکشاند . یعنی گاهی که ادم دنبال عیاشی و خوش گذرانی که می رود آقا این بی اراده شده انسانیتش از دست رفته . اقا انقدر این خوش گذرانی و عیاشی خطرناک است که کار انسان را به انکار معاد می کشاند سوره قیامت را ملاحظه بکنید : «بَلْ یُریدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَه» می گوید چون انسان می خواهد جلویش باز باشد دوست دارد راحت باشد محدودیت نداشته باشد .با هر زنی هر پولی هر کاری . دنبال یک بهشت خیالی نقد است . بهشت نقد مال مومنین است . بهشت خیالی نقد یعنی عیاشی . می گوید چون می خواهد جلویش باز باشد قیامت را انکار می کند می گوید قیامت کی است : «یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَه» باید با این هوس ها مبارزه کرد والا نه به هوسش می رسد . دینش را هم از دست می دهد . بعد حضرت فرمود . «وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْیَمَامَهِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ» مبنای دیگر ساده زیستی حضرت . ممکنه در حجاز یا یمامه کسانی باشند که امید پیدا کردن همین یک نان را هم ندارند یادشان نمی آید که سیر باشند . احتمال می دهد حضرت کسی گرسنه باشد می گوید من نمی توانم اینگونه زندگی کنم . «أوْ أَبِیتَ مِبْطَاناً وَ حَوْلِی بُطُونٌ غَرْثَى وَ أَکْبَادٌ حَرَّى» یعنی من با شکم پر بخوابم و دور و بر من گرسنه ها باشند ؟ آن وقت که می شوم حیوان دیگر. ان وقت حضرت یک شعری از شاعر عرب وسط صحبتش اشاره کردند .
«و حسبک‏ داء أن تبیت ببطنه و حولک أکباد تحنّ إلى القد»
اگر می خواهی ببینی مریضی ببین با شکم پر می خوابی دور و برت گرفتار هست یا نه . بد ترین درد بی دردی است . بد ترین مرض این است که انسان مریض احساس بیماری نکند. وقتی در شهری زندگی می کند که گرفتار است . این پیداست که حیوان است . چون حیوان ها همینگونه اند .

دردمند بودن علی(ع)
اینجا بود که حضرت آن جمله معروف را فرمود . آیا دلم را خوش کنم که اسمم مسئول است و شریک مردم در مشکلات روزگار نباشم؟ . می گوید باید مشارکت عملی با مردم داشته باشی . بعضی ها می گویند مشارکت تا رای مردم را بگیرند بعد سوار بشوند تمام . ولی اینجا امیر المومنین می گویند من باید شریک مردم باشم در عمل در گرفتاری ها . من باید اسوه سختی ها باشم . یعنی دیگران نتوانند به پایه تحمل سختی ها به اندازه من برسند .
این هم مبنای دیگر ساده زیستی که فرمود : «فَمَا خُلِقْتُ‏ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَات‏» من اصلا هدف زندگی را گم نکردم. آفریده نشدم که خوردن غذا ها مرا به خود مشغول کند . می شوم مثل حیوانی که گوشه خانه بسته شده . همش علف است یا حیوانی که رهاست در بیابان و کارش گشتن در زباله ها و پر کردن شکم از علف هاست . این حیوان است که غافل است از این نقشه هایی که برایش کشیدند . یعنی وقتی سرش در آخور است دنبال شکم است.
تیری که به سمتش گرفته شده است را نمی بیند . غافل است . چاقویی که دارند بالای سرش تیز می کنند آن چاقو را حس نمی کند .یعنی ادم اگر هوس باز شد دنیاش هم بخطر می افتد باز هم نمی فهمد .